[ad_1]

قاتل یکی از طرفداران یکی از افراد مشهور در غرب تهران ، دیروز در اولین بازجویی جزئیات قتل مدیرعامل شرکت را توضیح داد و گفت که وی قصد کشتن همسرش را داشته است اما دستگیر شده و نقشه شکست خورد.

در 8 ژوئیه ، هنگامی که یک زوج جوان به انتهای بزرگراه هرازی صعود کردند و با بزرگنمایی عکس خود در تپه ها عکس سلفی گرفتند ، متوجه جسد مرد جوانی شدند که در دامنه تپه دراز کشیده بود. پلیس جسد مرد جوانی را که چاقو خورده بود ، پیدا کرد. هویت قربانی به زودی فاش شد و مشخص شد که وی مدیرعامل شرکت و طرفدار یکی از بازیگران معروف بوده است. این بازیگر حتی عکس قربانی را با لباس لوازم التحریر در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد و اعلام کرد که او کشته شده است.

علاوه بر این ، تحقیقات نشان داد مقتول چندی پیش با منشی شرکت خود اختلاف داشت و عامل جنایت شوهر منشی وی است. این قاتل فراری تحت تعقیب قرار گرفت تا این که ردپایش در 5 اگوست در اراک پیدا شد. وی با اسلحه در دست وارد مرغداری شد و به کارگر گروگان که با دخالت تیم های ویژه پلیس دستگیر شده بود شلیک کرد. فرد متهم به قتل دیروز برای تحقیقات به دادگاه کیفری تهران منتقل شد و در بازجویی ها جزئیات جدیدی از جنایت مرتکب شده فاش شد.

من هم می خواستم همسرم را بکشم
متهم قتل می گوید که پس از قتل مدیر شرکتی که همسرش در آن کار می کرد ، وی به شهر گریخت و با ارائه سلاح برای جنایت دوم برنامه ریزی کرد ، اما خیلی زودتر از آنچه تصور می کرد دستگیر شد و نقشه او شکست خورد.

انگیزه های شما از کشتن مدیرعامل چه بود؟
قربانی با همسر من رابطه مخفی داشت ، اما هیچ یک از آنها تسلیم نشد و این رابطه را تکذیب کرد. آنها ادعا کردند که ارتباط با آنها کار است ، اما آنها دروغ می گفتند.

چگونه می توانید مطمئن شوید که آنها دروغ می گویند؟
رفتار همسرم مشکوک بود. حتی یک شب تلفن همراه او را چک کردم و پیامک های آنها را خواندم. با این حال ، او همه چیز را انکار کرد.

از روز جنایت بگویید؟
همسرم به مدیرعامل گفت من به رابطه آنها مشکوک هستم. او از قربانی خواسته بود با من صحبت کند و بگوید هیچ ارتباطی بین آنها وجود ندارد. روز حادثه با مقتول آشنا شدم و او سوار ماشین من شد. به انتهای بزرگراه هرازی رفتم و ماشین را پارک کردم. به او گفتم: راست بگو ، زیرا می دانم که تو با زن من رابطه داری. او این موضوع را تکذیب کرد و گفت که رابطه آنها مانند یک مدیر و یک منشی است. من به او گفتم که پیامک های او را خوانده ام و او تمام پیامک هایی را که رد و بدل شده بود به من نشان داد که هیچ اثری با همسر من ندارد. او گفت که این همه چیز است ، اما در میان آنها یک پیام متنی دیدم که هیچ چیزی نشان نمی دهد که فراموش کرده است آن را حذف کند. بعد گوشی را گرفتم و از ماشین پیاده شدم. او هم به طرف من می دود تا گوشی اش را بردارد. من یک ورزشکار هستم و یک مدال قهرمانی در بدنسازی و بوکس دارم. مقتول به دلیل اضافه وزن به دنبال من آمد و به من رسید. در این مدت ، من پیامک ها را نیز خواندم و حتی تصاویری از تلفن همراه قربانی را دیدم که باعث عصبانیت بیشتر من شد. سپس به سمتش رفتم و چند ضربه چاقو به او زدم.

چرا وقتی فراری بودید گروگان گرفتید؟
من قصد گروگانگیری نداشتم. پس از قتل ، من به اراک گریختم و می خواستم با اسلحه به تهران برگردم و جان همسرم را بگیرم ، اما از یکی از روستاها گذشتم وقتی مردم با دیدن اسلحه ترسیدند و شروع به جیغ کشیدن کردند. وحشت زده به مرغداری پناه بردم و قصد گروگانگیری نداشتم. اما ماموران رسیدند و قبل از کشته شدن همسرم مرا دستگیر کردند.

منبع: روزنامه همشهری

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.