[ad_1]

به یاد دارم که در سالهای اول انقلاب دوستی داشتم که منتقد یکی از مهمترین سازمانهای دولتی بود. وی توضیح داد که پس از یک سال خدمت در این سازمان ، به دعوت همکارش در راس یک هیئت عازم آن کشور شده و در جلسات مشترک با همکارش نظرات خود را رد و بدل کرده است.

عبدالصمد هورمشاهی ، وکیل ارشد قوه قضائیه
کاری که دوست من انجام داد این بود که همکارش در زمینه کاری خود 30 سال مدیریت و تجربه زیادی در همان سازمان داشت ، چیزی که من از دست دادم و البته نمی توانم در مورد مسائل مشترک با او اظهار نظر کنم.

من این مقدمه را ذکر کردم زیرا متأسفانه در کشور ما مسئله مدیریت ، تجربه و سابقه کار برای انتخاب مقامات از اهمیت خاصی برخوردار است. به عنوان مثال ، مدیری بدون تخصص و دارای اسناد مربوط به روابط جناحی یا سازمانی مسئولیت های مهمی را در یکی از شرکت های مهم بر عهده می گیرد و در حالی که در آنجا تجربه دارد ، به عنوان مدیر یا مدیر منصوب می شود و هنوز به امور مربوطه مشغول نیست. به دلیل مشکلات فوق مجبور به ترک شد و در جاهای دیگر که در مورد سازمان آن سازمان یا آن شرکت اطلاع ندارد کار می کند. مسأله انتخاب آقای زاکانی به عنوان شهردار تهران که این روزها به سرفصل خبرها تبدیل شده است ، ممکن است با گفته های من بی ربط نباشد.

ظاهراً وی چندین دوره نماینده پارلمان بوده و از آن پس به عنوان رئیس مرکز تحقیقات پارلمانی منصوب شده است و در سال های گذشته مسئولیت های غیرمرتبط با مساله حکمرانی شهری را بر عهده داشته است. از نظر حقوقی ، تا آنجا که حافظه کم کمک می کند ، در سال 1996 قانون تعیین شرایط برای تصدی سمت شهرداران تصویب شد و در همان قانون نحوه انتخاب شهرداران با آیین نامه اجرایی مربوطه به تعویق افتاد. در سال 1998 توسط کابینه تصویب شد

این آیین نامه در سال 1397 اصلاح شد و پس از این آئین نامه شهرداران شهرهای بالای یک میلیون نفر باید علاوه بر داشتن شرایط عمومی و دارای مدرک مرتبط با امور شهرداری ، حداقل 9 سال سابقه مدیریت ارشد در این زمینه داشته باشند. نگرش. با این حال ، بر اساس گزارشات ، آقای زاکانی دارای مدرک تحصیلی مربوطه نبوده و هیچ مدرک اجرایی یا ارشد به عنوان شهرداری یا مدیر نداشته است. در گذشته های دور ، کسانی که به عنوان فرماندار ، فرماندار یا شهردار کار می کردند ، مطمئناً اولین قدم را در سطوح بالا برداشته بودند و البته از زوایا ، پیچ و خم ها و وظایف مرتبط با آنها کاملاً آگاه بودند ، و این بسیار نادر است. فرماندار یا شهردار یک شبه

طبیعی است که تغییر مداوم چنین مشاغلی از هر نظر خسارت زیادی به سازمان مورد نظر وارد می کند. با وجود این مسائل ، شهرداری از آن دسته مشاغلی است که علاوه بر شرایط فوق ، شور و شوق خاصی را می طلبد. این بدان معناست که تمام وقت و اندوه شهردار باید صرف خدمات رسانی به شهروندان و زیبایی شهر و ایجاد امکانات متعدد در زمینه خدمات شهری مانند ایجاد پارک ، ساخت پل ، تقاطع ، بزرگراه ، کاشت گل شود. و نظافت شهر و امثال آن.

در واقع شهرداری بهترین مکان برای خدمات رسانی به شهروندان است و بر این اساس باید مفیدترین ، تخصصی ترین ، دلسوز و با تجربه ترین افراد با تجربه مدیریتی گسترده و تجربه کافی برای تصدی این سمت یا پست انتخاب شوند. جایی که باید عاری از اختلافات سیاسی و جناحی باشد. ظاهرا بازرس کل کشور نیز اعتراض خود را نسبت به انتخاب آقای زاکانی به عنوان شهردار تهران در شورای شهرداری اعلام کرده و به همین مسائل پرداخته است. در هر صورت ، امیدوارم کلانشهر تهران که با هزاران مشکل کوچک و بزرگ و مشکلات فراوان در زمینه خدمات شهری مواجه است ، دارای شهرداری باشد که دارای برخی از ویژگی های فوق الذکر باشد.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.